نظریه ویژگیهای شغل (Job characteristics theory) معتقد است که کارکنان هنگامی برای انجام دادن کار انگیزه خواهند داشت که احساس کنند شغلشان با ارزش است و از چگونگی عملکرد خود بازخور میگیرند.
در این نظریه ابعاد کار به شرح زیر در طراحی شغل مورد توجه قرار میگیرد:
الف: نوع در کار یا تنوع وظایف و مهارتها: انجام کار باید به مجموعهای از مهارتها و تواناییهای گوناگون و متنوع نیاز داشته باشد.
ب: با مفهوم بودن وظایف یا معنی دار بودن وظایف: هویت کار باید معلوم باشد، یعنی به جای جزیی از کار، کارکنان باید یک کار را بطور کامل انجام دهند.
ج: اهمیت کار یا مهم بودن وظایف: کار باید از نظر کسی که مسئول انجام دادن آن است و هم از نظر دیگران، چه در داخل سازمان و چه در خارج از آن، مهم به شمار آید.
چ: اختیار و استقلال در کار: شغل باید طوری طراحی شود که شاغل آن استقلال و آزادی عمل داشته باشد و بتواند در باره رویه کار، تصمیم بگیرد.
د: وجود بازخورد در شغل: شغل باید طوری باشد که شاغل بتواند از عملکرد خود بازخورد بگیرد.
یکی ازموضوعاتی که ذیل روشهای فرآیندی- شناختی انگیزش قرار میگیرد، موضوع طراحی شغل است. روش طراحی مشاغل تاثیر مهمی بر انگیزش، رضایت، بهره وری و هزینهها دارد. طراحی مناسب مشاغل به دنبال در نظر گرفتن و ادغام اجزای مهم شغل و مشخصات فردی شاغل است. به طوری که در انجام دادن مشاغل نیازها و اهداف فردی و سازمانی مورد توجه قرار گیرد. در گذشته تخصصی کردن کارها و گسترش افقی شغل مد نظر بود ولی امروزه برای ایجاد انگیزش به ویژه در مورد کارکنان توانمند از روش غنی سازی و توسعه عمودی شغل استفاده میشود. تفاوت توسعه شغل و غنی سازی شغل این است که در توسعه شغل به وظایف شغل افزوده میشود در حالی که در غنی سازی شغل بر اختیارات شاغل افزوده میشود.