یکی از نظریههای محتوایی انگیزشی، تئوری دو عاملی هرزبرگ یا نظریه انگیزش- بهداشت میباشد. در این تئوری، رضایت شغلی و نارضایتی شغلی بر روی دو طیف جداگانه قرار میگیرند. هرزبرگ معتقد است که برخی از عوامل، نارضایتی افراد را از بین میبرند اما باعث رضایت آنها نمیشوند.. او این دسته از عوامل را عوامل بهداشتی نامیده و معتقد بود که این عوامل به محیط شغل مربوط میشود. به عبارتی دیگر عاملهای بهداشتی یا حافظ وضع موجود عواملی هستند که نبودن آنها موجب نارضایتی میشود، ولی بودن آنها باعث ایجاد انگیزه شدید نمیشود بلکه فقط نارضایتی را از بین میبرند. عوامل بهداشتی مانند:
1- نحوده اداره یا سرپرستی 2- نظارت 3- شرایط کاری 4- خط مشیها 5- روابط میان کارکنان 6- حقوق و دستمزد
همچنین هرزبرگ معتقد است که در مقابل عوامل بهداشتی، عواملی وجود دارند که باعث انگیزش میشوند. وی این دسته از عوامل را انگیزاننده نامیده است و این دسته از عوامل به محتوای شغلی یا خود شغل مربوط هستند، بطوری که وجود این عوامل باعث رضایت و انگیزش و عدم وجود آنها باعث عدم رضایت میشود. این عوامل عبارتند از:
1- کسب موفقیت 2- چالشی بودن کار 3- شناسایی 4- افزایش مسئولیت 5- روابط میان کارکنان 6- بهبود و رشد
نکته: هرزبرگ و همکارانش بعد از انجام تحقیقات خود به این نتیجه رسیدند که خود شغل مهمترین عامل ایجاد انگیزش در محل کار است