نیایش

الهی!

من خود را در معرض نسیم رحمت تو قرار می‌دهم و مشتاقانه منتظرم تا نسیم رحمتت در جانم نشیند و دلم را شفاف کند تا لایق دریافت رحمت فزون‌تر تو گردم.

نظریه ویژگی‌های شغل

نظریه ویژگی‌های شغل (Job characteristics theory) معتقد است که کارکنان هنگامی برای انجام دادن کار انگیزه خواهند داشت که احساس کنند شغل‌شان با ارزش است و از چگونگی عملکرد خود بازخور می‌گیرند.

در این نظریه ابعاد کار به شرح زیر در طراحی شغل مورد توجه قرار می‌گیرد:

الف: نوع در کار یا تنوع وظایف و مهارت‌ها: انجام کار باید به مجموعه‌ای از مهارت‌ها و توانایی‌های گوناگون و متنوع نیاز داشته باشد.

ب: با مفهوم بودن وظایف یا معنی دار بودن وظایف: هویت کار باید معلوم باشد، یعنی به جای جزیی از کار، کارکنان باید یک کار را بطور کامل انجام دهند.

ج: اهمیت کار یا مهم بودن وظایف: کار باید از نظر کسی که مسئول انجام دادن آن است و هم از نظر دیگران، چه در داخل سازمان و چه در خارج از آن، مهم به شمار آید.

چ: اختیار و استقلال در کار: شغل باید طوری طراحی شود که شاغل آن استقلال و آزادی عمل داشته باشد و بتواند در باره رویه کار، تصمیم بگیرد.

د: وجود بازخورد در شغل: شغل باید طوری باشد که شاغل بتواند از عملکرد خود بازخورد بگیرد.

طراحی شغل

یکی ازموضوعاتی که ذیل روش‌های فرآیندی- شناختی انگیزش قرار میگیرد، موضوع طراحی شغل است. روش طراحی مشاغل تاثیر مهمی بر انگیزش، رضایت، بهره ‌وری و هزینه‌ها دارد. طراحی مناسب مشاغل به دنبال در نظر گرفتن و ادغام اجزای مهم شغل و مشخصات فردی شاغل است. به طوری که در انجام دادن مشاغل نیازها و اهداف فردی و سازمانی مورد توجه قرار گیرد. در گذشته تخصصی کردن کارها و گسترش افقی شغل مد نظر بود ولی امروزه برای ایجاد انگیزش به ویژه در مورد کارکنان توانمند از روش غنی سازی و توسعه عمودی شغل استفاده میشود.  تفاوت توسعه شغل و غنی سازی شغل این است که  در توسعه شغل به وظایف شغل افزوده می‌شود در حالی که در غنی سازی شغل بر اختیارات شاغل افزوده می‌شود.

نیایش

الهی!

چنانم کن که نه آن هنگام که عطایی به من میکنی، اطمینان پیدا کنم و نه زمانی که بلایی به من می‌رسد، دچار یاس شوم، و در تمام احوال یقینی به من عطا فرما که متوجه باشم همه این حوادث را تو حکیمانه بر من فرو می‌ریزی و بدانم که هیچ چیز در این جهان اتفاقی نیست!


یک لحظه داغم میکشی یک دم به باغم میکشی

پیش چراغم میکشی تا وا شود چشمان من

نظریه انگیزش - بهداشت

یکی از نظریه‌های محتوایی انگیزشی، تئوری دو عاملی هرزبرگ یا نظریه انگیزش- بهداشت می‌باشد. در این تئوری،  رضایت شغلی و نارضایتی شغلی بر روی دو طیف جداگانه قرار می‌گیرند. هرزبرگ معتقد است که برخی از عوامل، نارضایتی افراد را از بین میبرند اما باعث رضایت آنها نمی‌شوند.. او این دسته از عوامل را عوامل بهداشتی نامیده  و معتقد بود که این عوامل به محیط شغل مربوط می‌شود. به عبارتی دیگر عامل‌های بهداشتی یا حافظ وضع موجود عواملی هستند که نبودن آنها موجب نارضایتی می‌شود، ولی بودن آنها باعث ایجاد انگیزه شدید نمی‌شود بلکه فقط نارضایتی را از بین میبرند. عوامل بهداشتی مانند:

1- نحوده اداره یا سرپرستی    2- نظارت    3- شرایط کاری    4- خط مشی‌ها    5-  روابط میان کارکنان    6-  حقوق و دستمزد

 همچنین هرزبرگ معتقد است که در مقابل عوامل بهداشتی، عواملی وجود دارند که باعث انگیزش می‌شوند. وی این دسته از عوامل را انگیزاننده نامیده است و این دسته از عوامل به محتوای شغلی یا خود شغل مربوط هستند، بطوری که وجود این عوامل باعث رضایت و انگیزش و عدم وجود آنها باعث عدم رضایت میشود. این عوامل عبارتند از:

1-     کسب موفقیت    2-     چالشی بودن کار    3-     شناسایی    4-     افزایش مسئولیت    5-     روابط میان کارکنان    6-     بهبود و رشد

نکته: هرزبرگ و همکارانش بعد از انجام تحقیقات خود به این نتیجه رسیدند که خود شغل مهمترین عامل ایجاد انگیزش در محل کار است