طراحی شغل

یکی ازموضوعاتی که ذیل روش‌های فرآیندی- شناختی انگیزش قرار میگیرد، موضوع طراحی شغل است. روش طراحی مشاغل تاثیر مهمی بر انگیزش، رضایت، بهره ‌وری و هزینه‌ها دارد. طراحی مناسب مشاغل به دنبال در نظر گرفتن و ادغام اجزای مهم شغل و مشخصات فردی شاغل است. به طوری که در انجام دادن مشاغل نیازها و اهداف فردی و سازمانی مورد توجه قرار گیرد. در گذشته تخصصی کردن کارها و گسترش افقی شغل مد نظر بود ولی امروزه برای ایجاد انگیزش به ویژه در مورد کارکنان توانمند از روش غنی سازی و توسعه عمودی شغل استفاده میشود.  تفاوت توسعه شغل و غنی سازی شغل این است که  در توسعه شغل به وظایف شغل افزوده می‌شود در حالی که در غنی سازی شغل بر اختیارات شاغل افزوده می‌شود.

نیایش

الهی!

چنانم کن که نه آن هنگام که عطایی به من میکنی، اطمینان پیدا کنم و نه زمانی که بلایی به من می‌رسد، دچار یاس شوم، و در تمام احوال یقینی به من عطا فرما که متوجه باشم همه این حوادث را تو حکیمانه بر من فرو می‌ریزی و بدانم که هیچ چیز در این جهان اتفاقی نیست!


یک لحظه داغم میکشی یک دم به باغم میکشی

پیش چراغم میکشی تا وا شود چشمان من

نظریه انگیزش - بهداشت

یکی از نظریه‌های محتوایی انگیزشی، تئوری دو عاملی هرزبرگ یا نظریه انگیزش- بهداشت می‌باشد. در این تئوری،  رضایت شغلی و نارضایتی شغلی بر روی دو طیف جداگانه قرار می‌گیرند. هرزبرگ معتقد است که برخی از عوامل، نارضایتی افراد را از بین میبرند اما باعث رضایت آنها نمی‌شوند.. او این دسته از عوامل را عوامل بهداشتی نامیده  و معتقد بود که این عوامل به محیط شغل مربوط می‌شود. به عبارتی دیگر عامل‌های بهداشتی یا حافظ وضع موجود عواملی هستند که نبودن آنها موجب نارضایتی می‌شود، ولی بودن آنها باعث ایجاد انگیزه شدید نمی‌شود بلکه فقط نارضایتی را از بین میبرند. عوامل بهداشتی مانند:

1- نحوده اداره یا سرپرستی    2- نظارت    3- شرایط کاری    4- خط مشی‌ها    5-  روابط میان کارکنان    6-  حقوق و دستمزد

 همچنین هرزبرگ معتقد است که در مقابل عوامل بهداشتی، عواملی وجود دارند که باعث انگیزش می‌شوند. وی این دسته از عوامل را انگیزاننده نامیده است و این دسته از عوامل به محتوای شغلی یا خود شغل مربوط هستند، بطوری که وجود این عوامل باعث رضایت و انگیزش و عدم وجود آنها باعث عدم رضایت میشود. این عوامل عبارتند از:

1-     کسب موفقیت    2-     چالشی بودن کار    3-     شناسایی    4-     افزایش مسئولیت    5-     روابط میان کارکنان    6-     بهبود و رشد

نکته: هرزبرگ و همکارانش بعد از انجام تحقیقات خود به این نتیجه رسیدند که خود شغل مهمترین عامل ایجاد انگیزش در محل کار است

اصل پریماک

پریماک در تحقیقات خود دریافت که هر پاسخ یا رفتاری که دارای بسامد یا فراوانی بالایی باشد می‌تواند به ‌عنوان عامل تقویتی برای رفتاری به‌کار رود که دارای احتمال وقوع  یا فراوانی کمتری است .برای مثال اگر به کودک گفته شود موقعی می‌توانی تلویزیون را روشن کنی که مشق‌‌‌‌‌‌‌‌هایت را نوشته باشی، در اینجا تماشای تلویزیون برای کودک دارای فراوانی بالا است که می‌تواند به‌عنوان عامل تقویتی برای نوشتن مشق که دارای بسامد کمتری است به‌کار رود. این اصل را "قانون مادربزرگ" نیز نامیده‌اند که پاسخی وقوع پاسخی دیگر را در اختیار خود می‌گیرد.